X
تبلیغات
رایتل
روزمرگی های مد ( MED )
یکشنبه 23 دی 1386 ساعت 08:10 ب.ظ
این روزها برف و سرما چهره کشور رو به کلی تغییر داده. سرمای اینجا که به شدت وحشتناک شده. دمای هوا به 15 درجه زیر صفر رسیده که با وزش باد سرد گاهی به منفی 20 درجه هم میرسه که به گفته اخبار محلی توی 40 سال اخیر بی سابقه بوده. البته سال گذشته هم اینجا برف زیاد داشتیم ولی اغلب روی زمین نمی نشست و البته هوا هم به این سردی نبود.

برف قشنگه، هم وقتی می باره و هم وقتی روی زمین میشینه. برف روی زمین رو به این خاطر دوست دارم که همه رو "یکرنگ" میکنه. همه از دم سفید پوش. دیگه فرقی بین چمن و آسفالت وجود نداره. دیگه نمیشه گٍل و شل رو از سنگفرش تشخیص داد. تفاوتها از بین میره. امکان داره یه روزی روی روابط اجتماعی انسانها هم برف بباره و دیگه فرقی بین مایه دار و فقیر، رئیس و آبدارچی، دکتر و راننده تاکسی و ... نباشه؟ آرزوی محالیه، چون آسمون روابط اجتماعی ما همیشه آفتابیه و حتی بین سنگفرش توی آفتاب و سنگفرش توی سایه (هر چند از یه جنس باشن و کنار هم) فرق میذاره.

ولی قشنگی برف و لذت برف بازی هم از بین میره، وقتی میدونی توی مملکتت که دومین ذخایر گاز دنیا رو داره، عده ای توی این سرما از داشتن گاز محروم هستن. هر چی فکر میکنم حتی یه لحظه هم نمی تونم خودم رو جای اونها بذارم. نمیدونم چه جوری دارن سر میکنن؟ با بخاری برقی، که فقط اطراف خودشو گرم میکنه، یا با آتیش درست کردن و استفاده از گرمای ذغالش!! ولی هر چی هست، خیلی سخته. وقتی توی خونه سردم میشه، اصلآ دست و دلم به این که بخاری رو زیاد کنم نمیره. نه به خاطر صرفه جویی که این روزها توی تی.وی هر کی رو می بینی داره میگه کار خوبیه (از تیزرهای تبلیغاتی انیمیشن بگیر تا اون خبرنگار که میکروفون گرفته دستش و توی خیابون راه افتاده از مردم -و حتی از یه بچه 8-9 ساله- می پرسه نظرت راجع به صرفه جویی چیه. جواب همه که از قبل معلومه) به این خاطر که یاد اونایی می افتم که همین یه ذره گرما رو هم ندارن. وجدان درد دیگه.

جالبی قصیه اینجاست که 2 روز پیش توی اخبار سراسری از قول وزیر نفت میگفت که صادرات گاز به ترکیه از فردا از سر گرفته میشه. من از روابط اقتصادی و سیاسی سران کشور سر در نمیارم و نمیدونم اگه گاز به ترکیه و سوریه و ... ندن، چه بلایی سر "امنیت ملی" میاد، یا کدوم قرارداد فلان آقا زاده لغو میشه، یا کدوم شرکت ترکی انحصار محصولاتش رو از فلان نماینده مجلس میگیره، فقط اینو میدونم که "چراغی که به خونه رواست، به مسجد حرومه"

پ.ن.1: روز اولی که هوا خیلی سرد شد صبحش ماشین من یخ زد. شب برف نشسته بود روش و وقتی برف قطع شده بود، برفهای روی ماشین یخ زد و درها به هیچ وجه باز نمیشد. بعد که به زور آب گرم درها رو باز کردم، ماشین روشن نمیشد چون آب داخل موتورش یخ زده بود. ضد یخ داشت ولی مال دو سال پیش بود و چون توی موتور ماشین آب ریخته بودم، میزان ضد یخ کم شده بود و آبش یخ زده بود. اونم به زور حرارت دادن با فٍرمٍز و آب جوش، یخش باز شد و خدا رو شکر به موتور و پیستون ها آسیب نزده بود.

پ.ن.2: برای کامنت گذاری به اسم "تنها" : اولآ ممنون بابت همه لطفی که داری و اینکه مدام اینجا رو میخونی و پی گیر هستی. دومآ جواب سوالت رو توی همون بخش نظرات، زیر نظر خودت دادم. چون شخصی بود اینجا ننوشتم. بازم ممنون.