X
تبلیغات
رایتل
روزمرگی های مد ( MED )
پنج‌شنبه 6 اردیبهشت 1386 ساعت 10:02 ب.ظ
روز 3 اردیبهشت روز معمار بود. به مناسبت سالروز تولد شیخ بهایی. همونی که حمام شیخ بهایی رو فقط با یه شمع و به وسیله گازهای فاضلاب شهری گرم نگه میداشت، همون حمامی که باستان شناسهای خارجی خرابش کردن تا بتونن به رازش پی ببرن و دیگه هم درست نشد.
 
خلاصه که ما رو دست کم نگیرید، ما هم برا خودمون روز داریم. این روز جهانی نیست ولی خب ملی که هست. هنر همیشه توی تاریخ دو تا دغدغه اصلی داشته، عملکرد و انتزاع. هنگامی که هنر به سمت انتزاع رفته، نهایتآ منجر شده به نقاشی و بعد از اون موسیقی، که موسیقی رو انتزاعی ترین هنر میدونن و هنگامی که هنر به سمت عملکرد رفته، منجر شده به مجسمه سازی و معماری، که معماری عملکردی ترین هنره.
 
به نظر من هیچ هنری مثل معماری تا این حد با زندگی روزمره انسان درگیر نیست، ما همه به موسیقی گوش میدیم و ازش لذت میبریم، یه نقاشی خوب رو با قیمتهای آنچنانی میخریم ( البته ما نه، پولدارها) و برای تزئین محل زندگیمون ازش استفاده میکنیم. نویسندگی هم جزو هنرهای هفت گانه هست، همین کاری که همه ما توی دنیای مجازی با وبلاگامون انجام میدیم، شاید ما داستان کوتاه یا بلند یا رمان ننویسیم، ولی به نظر من همین وبلاگ نوشتن هم یه بخشی از نویسندگیه. در هر حال، ما طی روز هم چیزایی مینویسیم و هم میخونیم، و غیر از جنبه فراگیری، ازش لذت هم میبریم.
 
ولی معماری، تا حالا به این فکر کردین توی روز چقدر با این هنر درگیر هستیم؟ محل زندگیمون، محل کارمون، محل تفریحمون و حتی شهر و محله ای که توش زندگی میکنیم همه و همه معماریه. فکر میکنم اولین هنری که انسان باهاش درگیر میشه هم معماری باشه. ما کجا به دنیا میایم؟ امروزه که همه توی بیمارستان و در قدیم شاید توی خونه، یعنی توی یه فضای معماری. پس توی همون بدو تولد هم با معماری درگیر هستیم. ما میتونیم توی روز به موسیقی گوش ندیم، فیلم نبینیم، چیزی ننویسیم یا نخونیم، ولی آیا میشه روزی رو سپری کرد بدون اینکه با معماری درگیر نشد؟ حتی اگه یه روز بریم توی جنگل و چادر بزنیم، باز همون چادر (سر پناه) هم جزو معماری حساب میشه.
 
نمیخوام بگم هنرهای دیگه عملآ به درد نخور و بی مصرف هستند، نه، تمامی هنرها در جای خودشون مفید و برای زندگی لازمند، حتی نمیخوام بگم معماری هنر برتره، که به نظرم اصلآ این طوری نیست. حرف من فقط اینه که معماری تاثیر گذار ترین هنر توی زندگی انسانهاست، که البته ابن فقط یه نظر شخصیه. ممکنه شما جور دیگه ای فکر بکنین. ممکنه کسی براش راحت باشه که توی بیابون زندگی کنه، ولی امکان پذیر نباشه که توی روز ساز نزنه! (جدآ ممکنه یا چرت گفتم؟ بالاخره نمیشه که تا آخر عمر توی بیابون زندگی کرد)

با وجود تاثیر زیادی که معماری توی زندگی ما داره به نظر من این هنر خیلی مهجور افتاده. کدوم ما میتونه 3 تا آرشیتکت رو نام ببره؟ در حالی که همه ما به راحتی میتونیم اسم خواننده ها، نوازنده ها، بازیگرا و کارگردان ها رو با ذکر تاریخ تولد و شماره شناسنامه به خاطر بیاریم. البته این چندان اهمیت نداره، همیشه هستند کسایی که کارشون خیلی حیاتیه ولی کسی اسمشون رو به خاطر نمیاره. مثل پزشکا، که البته فکر میکنم اونا اوضاعشون از آرشیتکتا بهتر باشه. بالاخره ما حداقل توی شهرمون یه چند تا دکتر خوب رو میشناسیم. بگذریم.

من رسمآ عاشق این اثر معماری هستم که عکساش رو پایین می بینین. خانه شرودر (1)، کار معمار نسبتآ گمنام هلندی، ریتولد (2) در هلند. اهمیت این اثر وقتی روشنتر میشه که بدنیم این خونه در واقع به نوعی تبدیل نقاشی به معماریه. الهام بخش این اثر معماری، نقاشی معروف "ترکیب" (3) کار هنرمند آوانگارد و پایه گذار نهضت "نئوپلاستی سیزم" (4)، پیت موندریان (5) هستش. (تصویر یک). در آثار موندریان، ترکیب فقط با به نظام در آوردن گروهی مربع و مستطیل صورت میگیرد، اندازه و رنگ این مربع ها و مستطیل ها، توازن ترکیت را خلق میکنند. در آثار این هنرمند کوچکترین اشاره به واقعیتهای طبیعی موجود نیست و موضوع کمپوزسیون، ترکیب و توازن اشکال هندسی است. رنگهای بکار رفته در این اثر سه رنگ اصلی (قرمز، آبی و زرد) و رنگهای خنثی (سفید، خاکستری و سیاه) میباشد. نخستین معماری که این تجرید موندریان را در سه بعد ( معماری) پژوهش کرد ریتولد بود با خلق اثر خانه شرودر. این اثر معماری نقطه اوج معماری "دستیل" (6) و یکی از نخستین نمونه های معماری مدرن است. در این خانه سطوح افقی و عمودی و میله های آهنی مانند ورقهای بازی با یکدیگر ترکیب شده اند و همان کپوزسیون تجریدی آثار موندریان را یادآور میشوند، با این تفاوت که در فضا نظم یافته اند نه در سطح.

خلاصه که من رسمآ عاشق این اثر شدم، تقریبآ از وقتی که تونستم معماری رو درک کنم. بزرگترین آرزوی حرفه ای من هم خلق یه همچین اثریه. (نه ساختمونی که دقیقآ کپی این اثر باشه، اثری که از نظر سازمان دهی و نظم فضایی، زیبایی بصری و ترکیب بندی به همین قدرت باشه.)
 
                                   
 
                
 
               
 
                         
 
                        

پ.ن.1 : فکر میکنم با دیدن تصاویر و خوندن توضیحات، یه کم با "هنر" معماری آشنا شده باشیم، منظور از هنر معماری یه همچین آثاریه، نه اون قوطی هایی که ما میسازیم به اسم خونه و مردم رو مجبور میکنیم توش "زندگی" کنن. در واقع تصوری که من از معماری دارم یه همچین فضاهایی هست، در حالی که نمیشه منکر این شد که بالاخره اون ساختمانهایی هم که توی ایران ساخته میشه معماریه، حالا گیرم یه کم ضعیف تر. در حالی که جدآ معتقدم ما آرشیتکتایه خوبی توی این مملکت داریم، متاسفانه فضای لازم (و البته فرهنگ لازم) برای خلق همچین آثاری وجود نداره.

پ.ن.2 : میدونم، خیلی طولانی شد، ببخشید. ولی وقتی بحث راجع به معماری باشه من نمیتونم خودم رو کنترل کنم و کم حرف بزنم و این تنها بحثیه که من توش پرحرفی میکنم. حالا با تمام این تفاسیر روزم مبارک باشه؟

توضیح : توضیحات پاراگراف آخر در باره اثر " ترکیب" و "خانه شرودر" بر گرفته ار کتاب "از زمان و معماری" اثر زنده یاد "منوچهر مزینی" میباشد.
............................................................
(1) : Schroder House - 1930
(2) : G.Rietveld
(3) : Composition
(4) : Neoplasticism
(5) : Piet Mondrian
(6) : De Stijl