X
تبلیغات
رایتل
روزمرگی های مد ( MED )
پنج‌شنبه 23 شهریور 1385 ساعت 09:29 ب.ظ

جمعه 24 شهریور ساعت 9 صبح یه هواپیما از روی باند فردگاه اصفهان بلند میشه و اگه توی راه سقوط نکنه یا نزدنش ( که این یکی زیادم بد نیست ، یه جورایی حال هم میده ) یک ساعت و سی دقیقه بعد توی فرودگاه دبی به زمین می شینه . من قراره توی اون هواپیما باشم .

راستش این اولین باره که میخوام از کشور خارج بشم . البته اگه بشه دبی رو خارج از کشور به حساب آورد . نتها میرم ، تنهای تنها . خانومی دگیر کارای پایان نامشه و هفته دیگه باید دفاع کنه . مسافرت تفریحی نیست ، برای کار دارم میرم ، اگه هم میاومد حوصلش سر میرفت . جالبه که هیچ حس خاصی ندارم . نه دلشوره ، نه اضطراب ، نه نگرانی و نه حتی خوشحال بیش از حد ( یه کم رو خوشحال هستم ) .

قراره یه هفته اونجا بمونم . فقط امیدوارم توی این یه هفته کارام اونجوری که می خوام پیش بره و البته موفقیت آمیز باشه . خیلی وقت بود که منتظر این سفر بودم . برام دعا کنین که ناامید برنگردم . هیچ دلبستگی خاصی به این مملکت ندارم ( دوسش دارم ، خیلی هم دوسش دارم ولی دلبستگی خاصی ندارم ) ولی باز این حال از الان فکر میکنم دلم براش تنگ بشه . البته همش یه هفتس ، زیاد نیست ولی خب ...

اگه بشه یعنی اگه فرصتش پیش بیاد از اونجا آپ میکنم . وقتی هم که برگشتم اگه حال و حوصلش بود یه سفرنامه هم مینویسم ( این کاریه که خیلی بهش علاقه دارم ، نوشتن سفرنامه ، کلی هم توش بی استعدادم و البته تنبل ) . الان دیگه باید برم ، کلی کار دارم که هنوز انجام ندادم . یکی دیگه از عادتهای بد دانشکده معماری اینه که آدم تمام کاراش میمونه برا دقیقه 90 . شانس بیارم با این اوضاع چیزی رو فراموش نکنم .

پ.ن.1 : روزنامه شرق رو چرا بستن ؟ دیگه دارن شورش رو در میارن . این از تنها روزنامه بدرد بخور مملکت که بستنش ، اونم از استادای دانشگاه که یکی یکی دارن اخراج میشن . از این به بعد هر دانشجویی که درسی رو بیفته میره سر احمدی نژاد داد میزنه که این استاد سکولاره !!

پ.ن.2 : یه اس.ام.اس الان به دستم رسید با این مضمون : 74 شبه داریم نرگس نگاه میکنیم ، هر شب هم نرگس نماز می خونه ، این پس کی پریود میشه ؟