X
تبلیغات
زولا
روزمرگی های مد ( MED )
سه‌شنبه 10 مرداد 1385 ساعت 04:47 ب.ظ
هفته پیش توی آتلیه نشسته بودیم ، داشتیم کار می کردیم . مدیر عامل شرکت اومد توی آتلیه و طبق روند 3-2 اخیرش شروع کرد به غر زدن و گیر دادن الکی . یکی دو روز بود که داشتم تحملش می کردم ، حرفاش رو هم می ذاشتم به حساب اینکه این چند وقته  اوضاع شرکت یه کم نابسمان بود ، البته نه از نظر مالی ، از جهت های دیگه .

اون روز کذایی دیگه حوصلم داشت سر میرفت از بسکی مزخرف گفت ، چیزی که بیشتر منو عصبانی می کرد این بود که می دیدم مدیر آتلیه هم هیچ دفاعی از بچه های آتلیه نمی کنه ، در حالی که حرفای مدیر عامل کاملآ بی اساس بود . یعنی یه مزخرفاتی میگفت که خودش میدونست غلطه ، فقط می خواست یه جوری خودش خالی کنه . این شد که منم جواب حرفاش رو دادم ، با هم بحثمون شد و طی این بحث حرفای دیگه ای زد که نمیشد جوابش رو نداد . خلاصه اینکه آخر کار من حرفی رو که همیشه دلم می خواست بهش بگم ، گفتم . " هیچی از معماری حالیت نمیشه ، تو یه نقشه کش بیشتر نیستی ."

بعدشم خیلی سنگین استفام رو نوشتم ، گذاشتم روی میز مدیر آتلیه و از شرکت اومدم بیرون . به همین راحتی کارم رو از دست دادم . البته اصلآ ناراضی نیستم ، چون فکر می کنم اون یه جورایی دنبال بهونه بود از تعدیل نیرو کنه ، منم قبل از اینکه بخواد کاری بکنه خودم استعفا دادم و این به نظر من بهتره .
 
واقعآ نمی دونم کارم درست بوده یا نه !! آیا بهتر بود منم مثه بقیه فقط گوش می کردم و وقتی حرفاش تموم می شد و از آتلیه می رفت بیرون یه نگاه به بغل دستیم می کردم ، زیر لب یه فحش می دادم و بعد همه چیز یادم می رفت ؟! یا همین کاری که الان کردم و نذاشتم بی دلیل حیثت شغلیم زیر سوال بره ( اونم از طرف آدمی که اصلآ مدرک معماری نداره و مدرکش عمرانه ) . در هر حال یه چیزی هست ، هیچ وقت توی زندگیم دوست نداشتم گوسفند باشم و هر چی بهم گفتن سرمو بندازم زیر و از ترس اینکه علف رو از جلوم بردارن حرفی نزنم .

خلاصه اینکه بیکار شدیم دوباره ، البته یه دو-سه جا هست که اگه بخوام می تونم مشغول کار بشم ، ولی خب ، ترجیح میدم یه کم صبر کنم ، تا اون کاری رو که می خوام پیدا کنم . دوستان اگه کاری سراغ دارین لطفآ خبر بدین . در ضمن من صبحا زودتر از 10 سر کار نمیام . اینو مدنظر داشته باشین .
 
پ.ن.۱ : آقا این کارای اداری از وقتی افتاده دست پست خیلی مزخرف شده . قبلآ اگه کارت توی یه اداره ای گیر می کرد اینقد هر روز می رفتی اونجا و حالا یا به زور نق زدن یا شیرینی بچه ها کارتو راه مینداختی . اما حالا حدود ۵ ماه مدارکم رو برای نظام وظیفه پست کردم تا معافیم بیاد هنوز هیچ خبری نشده . ( وقتی میخواستم پست کنم بهم گفتن حداکثر ۲ ماه طول میکشه ) هر چی هم زنگ میزنیم جواب درستو حسابی نمیدن . همش میگن این هفته اون هفته . کارم حسابی به این معافی گیره .