X
تبلیغات
رایتل
روزمرگی های مد ( MED )
پنج‌شنبه 22 تیر 1385 ساعت 07:31 ب.ظ
خیلی وقته اینجا چیزی ننوشتم . تقریبآ از وقتی که جام جهانی شروع شد . اون دو - سه باری هم که آپ کردم فقط عکس گذاشتم . تو این مدت حتی برا وبلاگ دوستان هم کامنت نذاشتم ، نه اینکه نخونده باشمشون ، خوندم ، ولی حوصله کامنت گذاشتن نداشتم . کلآ این چند وقته بی حوصله بودم . زندگی هم یه جورایی کسالت بار شده . اتفاق خاصی نمی افته ، یا بهتر بگم ، اتفاق خوبی نمی افته وگر نه که تو این چند وقته کلی اتفاق مزخرف برام افتاده . از تصادف با یه موتوری بگیر تا به تعویق افتادن یه سفر مهم و کسالت بار شدن محیط کاری به دلیل رکود شدید کار ساخت و ساز توی اصفهان .
 
تابستون همیشه فصل مورد علاقه من بوده . حتی بیشتر از بهار دوسش دارم ، از پاییز و زمستون هم که متنفرم . گرما رو خیلی راحتر از سرما تحمل می کنم . زندگیم یه چیزیه شبیه خرسای قطبیه . تمام طول زمستون و بخشایی از پاییز که هوا سرده ، منم یه جورایی کسل و بی حالم . ترجیح می دم همش بخوابم و عجیبه که این رخوت و سستی امسال توی اوج تابستون اومده سراغم . یه شب با خونواده خانومی برای شام رفتیم پارک ، ولی اینقد موتوری با صداهای گوش خراششون دورو برمون تابیدن و اینقد صدای بوق ماشین شنیدیم که دیگه قید پارک رفتن رو زدیم . اصفهان پارک زیاد داره ، پارکاش هم به واسطه رود خونه نصبتآ قشنگه ، ولی سه تا عیب خیلی بزرگ داره . اولیش اینه که موتور به راحتی می تونه وارد پارک بشه . قربونش برم اصفهان هم که به اندازه تعداد آدماش ، موتور داره . هر کدومشون هم صداهای خیلی وحشتناک و عجیب غریبی دارن . دومیش اینکه پارکهای اصفهان اصولآ در امتداد رودخونه گسترش پیدا کردن . یعنی یه حالت خطی دارن و این باعث میشه سروصدای خیابون و ماشینا توی همه جای همه جای پارک گوشتو نوازش بده . سومیش هم اینه که توی پارکا لات و لوت زیاد هست . هر جا میری یا یکی داره سیگاری ( حشیش ) بار میزنه یا دارن تل ( تریاک ) خرید و فروش می کنن و آدم اصلآ احساس امنیت نداره .

نمی دنم واسه چی دارم اینا رو اینجا می نویسم . چرا شما باید وقت بذارین و این گلایه های چیپ و سطحی منو بخونین . حتی فکر نمی کنم نوشتن اینا باعث بشه سبک بشم ، آخه اینا چیزایی نیست که به همین سادگی حل بشه . در هر حال حال ، فکر کنم باعث دپرس شدن شما هم شدم . ببخشید ، ولی وقتی شروع به نوشتن کردم اصلآ قصد نداشتم این چیزا رو بنویسم خودش یهویی اومد ، بدون اینکه من توش نقشی داشته باشم .
 
پ.ن.1 : حتی قهرمانی ایتالیا هم که از اول جام طرفدارش بودم ، باعث نشد حالم بهتر بشه .

پ.ن.2 : یه نفر از آمریکا اومده بود دفتر ، می خواست یه خونه کاملآ پست مدرن و ایرانی توی اصفهان برای خودش بسازه برای مواقعی که میاد ایران . کلی با هم راجع به مواردی که می خواست صحبت کردیم . وقتی شرایط ساخت و ساز ، مصالحی که توی ایران رایجه، نحوه کار کرد سیستمهای حرارتی و برودتی و قوانین مزخرف شهرداری رو براش توضیح دادم ، پاک پشیمون شد و ترجیح داد مواقعی که ایرانه توی هتل اقامت کنه .