X
تبلیغات
پخش زنده جام جهانی
روزمرگی های مد ( MED )
سه‌شنبه 18 بهمن 1384 ساعت 04:52 ب.ظ

آدم مذهبی نیستم ، توی مدارکم نوشته مسلمان - شیعه و این چیزیه که من باهاش به دنیا اومدم ولی حتی نماز هم نمی خونم ، روزه هم که دیگه خیلی ساله نمی گیرم . ولی همیشه قبل از محرم دچار یه حس خاص می شم . نمی دونم چیه ولی دلم هوس مجالس عزاداری امام حسین رو می کنه .
 
اون صدای طبل ها ، صدای زنجیرا - زنجیرهایی که تو هوا میرقصن و منتظرن تا با هر صدای طبل روی شونه ها فرود بیان ، سینه زدنا ، حسین حسین گفتنا ، تعزیه خوندن ها ، غذا دادن ها ، شلوغی خیابونا توی شب ، رقابت کردن ها و گاهی هم دعوا کردن ها ، یواشکی خندیدنا ، یواشکی اشک ریختنا ، و حتی دید زدن ها ، وعده کردن ها ، شماره دادن ها و .... 

رفتن به جاهایی که سالی یه بار میری اونم توی محرم ، دیدن آدمایی که سالی یه بار می بینی اونم توی محرم ، و حتی دیدن رفقای قدیمی که حالا فقط سالی یه بار می بینیشون اونم توی محرم ، دخترهایی که همیشه با مانتو و آرایش می دیدیشون ولی حالا بدون آرایش و با چادر می بینیشون و پسرایی که حتی لباس مشکی هاشون هم مارکدار و اصله ، ماشینای مدل بالایی که صدای نوحه ازشون به گوش می رسه و آدمایی که از چهرشون پیداست واقعآ عاشقن و برای گرفتن حاجت نیومدن .

یه امام زاده نزدیک خونه ماست که از وقتی خیلی بچه بودم محرما دائیم منو می برد اونجا . یادم نمی ره اون موقع چه شور و حالی داشتم ، وقتی محرم می شد تمام روز رو صبر می کردم تا شب بشه و دائیم بیاد و منو با خودش ببره اونجا . وقتی هم که بزرگتر شدم دیگه خودمون با رفقا می رفتیم  همون جا . خیلی ساله میرم این امام زاده ( انصافآ عزادارای شون از خیلی جاها بی ریاتر و بهتره ، نمی دونم چجوری بگم ولی خیلی از رسمای بد که توی جاهای دیگه وجود داره اینجا نیست و یه حُسن دیگه این هیئت اینه که اصلآ زن راه نمیدن و خوب خیلی از مسائل پیش نمی یاد . خانوما ناراحت نشن لطفآ ، می فهمین که چی میگم .) خیلی خاطره از اینجا دارم و خیلی از رفقا رو هم اینجا می بینم . یه اتفاق دیگه ای که می افته اینه که خیلی از بچهای قدیمی رو ( بچه های محله و دبیرستان ) فقط سالی یه بار اونم تو این ایام و تو این امام زاده می بینم . حتی شماره خیلی هاشون رو دارم ولی فقط وقتی محرم می شه به هم زنگ میزنیم تا ببینیم اون یکی امسال از کی میره امام زاده و اگه رفته از بچه ها کی رو دیده .

می دونم ، شاید این کار برا من به یه حس نوستالژیک تبدیل شده باشه ولی هنوزم وقتی محرم میاد باز همون حس و حال رو پیدا می کنم ، هنوزم وقتی صدای طبل ها رو می شنوم دلم هری می ریزه پایین ، هنوزم وقتی می شنوم " ای اهل حرم سید و سالار نیامد ، علمدار نیامد " مو به بدنم راست می شه ، هنوزم ....
 
’’ تمام حجت مسلونیه من حسین بن علی ست ’’

پ.ن : پارسال ظهر عاشورا رفتیم یکی از روستاهای اطراف اصفهان . یه مراسمی بود شبیه تعزیه ولی تعزیه خوانی نبود . در واقع یه کاروان بود که تمام شخصیت های روز عاشورا ( با گریم و لباس کامل و انصافآ هم خیلی عالی ) رو می تونستی توی این کاروان ببینی . یه سری عکس هم گرفتم که البته حیفم اومد عکاسی رو با دروبین دیجیتال انجام بدم - برا اینکه عکاسی با دوربین آنالوگ خیلی لذت بخش تره و خیلی حس بهتری داره - . حالا اگه شد چند تا از عکسها رو اسکن میکنم و توی وب میذارم .