روزمرگی های مد ( MED )
سه‌شنبه 15 آذر 1384 ساعت 11:06 ق.ظ
چند شب پیش که طبق روال همیشه مشغول وب گردی ( ول گردی؟ ) بودم یه نفر برام پی ام داد که من می شناختمش ولی بعد از یه کم صحبت کردن فهمیدم یکی از بچهای سال بالایی که الان کلی برا خودش مهندس شده .

ما هر دو توی گروه دانشکده عضو هستیم و ایشون وقتی داشته چک میل می مرده دیده چراغ من روشنه و برام پی ام داده .

کلی با هم از این درو اون صحبت کردیم تا بحث به کار کردن رسید و ایشون ازم خواست اگه وقت آزاد دارم یه سری بهش بزنم . منم که یکی دو ماهی بود به خاطر یه سری مسایل دیگه دفتره خودمون نمی رفتم تو هوا چسبیدم .

خلاصه اینکه دیروز رفتم دفترشون و بعد از یه سری بحث و تبادل نظر کاملا معمارانه قرار شد باهاشون همکاری کنم و از هفته دیگه هم می رم سر کار .
یه کاره نظارت ساختمون که به تجربش خیلی نیاز داشتم . چون من بعد از دانشکده کاره طراحی معماری و طراحی شهری کرده بودم ولی تجربه کاره نظارت که یکی از بخشای مهم معماری هستش رو نداشتم . حالا اگه خدا بخواد این تجربه رو هم کسب می کنیم .
فقط برام دعا کنین از پسش بر بیام ...